کی؟؟
سلام مامانی..
این چند وقت نتونستم زیاد بیام واست بنویسم، چون در گیر امتحانام بودم و حسابی سرم شلوغ بود، مامانی هنوز خیلی دلتنگتم، دیروز بابایی هم گفت باید کم کم بریم تو فکر اینکه بیای، نمی دونم چه تصمیمی بگیرم، من دوست دارم واسه تو سنگ تموم بزارم، نمی خوام تو دوران بارداریم به فکر امتحان و پروژه باشم، ولی فکر کنم بیش از اینم نباید صبر کنیم، من دوست ندارم نی نیم متولد نیمه ی دوم سال باشه، از طرفی نمی دونم بلافاصله بعد از تصمیم گرفتنن نی نی دار می شیم یانه، دیشب طی فکرایی که با بابایی کردیم، گفتیم تو باید اردیبهشت به دنیا بیای، که فوق العاده من این ماه را دوست دارم، هم هواش، هم طبیعتش، هم آدمایی که تو این ماه به دنیا اومدند
داییتم متولد همین ماه 
خلاصه اگه بخواهیم نی نی مون اردیبهشت بیاد، باید شهریور اقدام کنیم، ولی از طرفی نمی دونم که همون موقع میای یا نه، حالا یکشنبه هفته دیگه نوبت دکتر دارم، تا واسم یه سری آزمایش و سونوگرافی بنویسه ببینه اصلا اون تو چه خبره، خدا کنه خبرای بدی نباشه...
ولی همون شهریورم خیلی دیره، من کلی تا اون موقع دلم واست تنگ می شه گلی جونم.
از یه طرف دیگه می گم ماه تولد اصلا مهم نیست، مثلا اگه همین فروردین اقدام کنیم، تا تیر که امتحانامه تو کوچولویی و اذیتم نمی کنی ، انشاالله...، و قبل از امتحانای دی هم اومدی پیشمون...
خلاصه که دارم خیلی بهت فکر می کنم کوچولوی مامانی، انشاالله که هروقت خدا صلاح می دونه بیای تو دل مامانی....


کی؟؟
مینا